تبليغاتX
بخاری

خیلی سخت است«مادر»باشی...خیلی سخت است بخواهی «فاطمه» باشی.می دانی؟...«فاطمه» که باشی همیشه توی سرت چرخ می خورد که به «مادر» فکر کنی...

 «فاطمیه» که می شود،همیشه دوست دارم تنهایی فکر کنم به بی بی.به خودم فکر کنم و به «مادر»...به خودم فکر کنم و به نام «مادر»م...به «مادر» فکر کنم و به یاس...به «مادر» فکر کنم و به درد...به «مادر» و «علی» فکر کنم...به «مادر» و «حسن»... به «مادر» و «زینب» فکر کنم...به «مادر» و «حسین» فکر کنم...به «مادر» و «عباس»...به «مادر» و «مادر» و «مادر»....

«فاطمه» که باشی همیشه این فکرها توی سرت می چرخد؛اینکه هر کجا و هر لحظه تصمیم ات را به یاد بیاوری....تصمیم...وظیفه...فرق نمی کند که...هر چه باشد سخت است...سخت است؛به خدا مثل«مادر» بودن سخت است؛عاشق «مادر» بودن سخت است.این که هر کجا و هر لحظه تصور کنی پهلویت تیر می کشد...این که هر لحظه «سینه ای مجروح از مسمار در» را تصور کنی درد دارد...راستش این روزها عشق بازی کمی سخت شده؛نه به خاطر درد این تصورات؛نه...اصلا...

می دانی؟«فاطمه» که باشی کارت سخت است.اینکه بخواهی حس کنی «مادر» باشی...نه صبر کن؛قبل ترش...اینکه بخواهی حس کنی عاشق «مادر» هستی سخت است.

به عاشق ها این روز ها خیلی سخت می گذرد؛باور کن...به «فاطمه» ها سخت می گذرد...آری...قبول دارم؛«فاطمه»ها هم مثل «مادر» عاشق «علی» هستند...همه شان منتظر «محسن» مانده اند...جبرئیل برایشان از عرش پیغام نمی آورد اما همه شان دوروبرشان را خوب می بینند.همه شان «خدا» را دوست دارند....آری همه اینها خوب است برای «مثل مادر شدن»..اما کافی....

«فاطمه» که باشی دلت می خواهد«حق» را بگویی تا «فدک» ها ضایع نشوند.دلت می خواهد بروی زار بزنی بر مزار «پیامبر» و از غم روزگار بگویی.دوست داری به «حسن» خیره شوی...«حسین» را بوسه باران کنی...راه رفتن «زینب» را به تماشا بنشینی و با «ام کلثوم» راز دل بگویی...دوست داری «فضه» را صدا کنی تا برایت «قرآن» بگوید و«حدیث» حرف بزند...عاشق اینی که بنشینی با «علی» و او برایت از خدایی خدا بگوید؛از «مدینه» بگوید...از «پیامبر» بگوید؛حتی از خودش...دوست داری «علی» از خودش بگوید و از بیست و پنج سالی که به جای قلم،بیل به دستش دادند1 برایت حرف بزند.

و تازه اگر«فدک» نبود که این آرزوها سر باز نمی کرد.اصلا اگر «فدک» نبود که «مادر» را پاسدار حق و سخنگوی راستین نمی گفتند.اصلا بگو ببینم...اگر «مادر» خطبه نمی خواند،چه کسی می فهمید «مادر» هم می تواند سوژه خوبی برای آزار «علی» باشد؟؟؟ چه کسی می فهمید «علی» این همه سال،چطور ساکت و خاموش،صبر می کند و  کار می کند و عبادت می کند و ...

نه؛اگر «فدک» نبود،«فاطمیه» ای هم نبود؛«فاطمه» آن وقت تنها برای «علی» می ماند.آخر می دانی؟«فاطمه» آن قدر صبور بود که «علی وار» با «علی» بماند.اما «فدک» کار خودش را کرد...«فدک»،«فاطمه» را می شناخت...می دانست «فاطمه» مثل «پیامبر»ش به «لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظُـلِم»2 ایمان دارد.می دانست «فاطمه» ساکت نمی ماند... .

«فاطمه» را بعضیها قربانی «فدک» می دانند.اما...می دانی؟...«فدک» قربانی «فاطمه» شده...«فدک» خود را جلو انداخت تا «فاطمه» در آن «مدینه» ی سوت و کور،گم نشود؛تا همه یادشان بیاید آن که «علی» را به دامادی گرفت،هنوز هست.(دقیقا چیزی که چند لحظه بعد رفتنش همه فراموش کردند)«فدک» خود را جلو انداخت تا همه یادشان بیاید «پیامبر» هنوز هست؛حتی اگر در رگ های «علی» و «فاطمه» باشد... .

«فدک» خواست «فاطمه»سکوت و غم را کنار بگذارد؛یا نه... خواست «فاطمه» از تلفیق سکوت و غم به خروش بیاید...خواست مردم بدانند «مدینه» هنوز آن قدر یتیم نشده که در آن حقی پایمال شود.خواست «فاطمه» ثابت کند باید برای حق گرفتن،«خون» داد؛باید ایستاد و «هیهات» گفت؛که اگر «فاطمه» در «مدینه» نمی گفت،«حسین » او کی در «کربلا: ندای «هیهات من الذله» سر می داد؟...که اگر «فاطمه» در «مسجد» خطبه نمی خواند،«زینب» او کی در پیشگاه یزیدیان، دهان باز می کرد؟..اصلا کی «فاطمیه» ای پیش می آمد؟؟؟

«فدک» اینها را خوب می دانست و حالا «فاطمه» ها هم می دانند...

می دانی؟...

       «فاطمیه»،پهلوی همه ی «فاطمه» ها درد می کند... .

 

 

--------------------------------------------------------------------------------------

1= از کتاب افسانه خلافت به نوشته مهدی دانشمند وام گرفته ام.

2= آیه ای از سوره نسا با این مضمون که خداوند بلند کردن صدا و ناسزاگویی را دوست ندارد؛مگر زمانی که حق کسی پایمال شده باشد و به دفاع از او برخیزد.

 

tempfa.com به زمان هجويه اي از هاله | tempfa.com
سلام علیکم.

فردا تولد حضرت زینبه...روز پرستار هم هست البته....هم به همه زینب ها تبریک میگم هم به همه پرستارای گل هم به امام زمان(عج) هم به آقام امام حسین(ع)....

بچه ها برا همه دعا کنین...

یا علی

tempfa.com به زمان هجويه اي از هاله | tempfa.com

تلفیق حال من با "بقیه" می شود این جمله از شریعتی که می گوید:

"می خواستم زندگی کنم راهم را بستند.ستایش کردم گفتند خرافات است.عاشق شدم گفتند دروغ است.گریستم گفتند بهانه است.خندیدم گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید...می خواهم پیاده شوم..."

.................................................

پی نوشت:این مدت چقدر اتفاقی همه اش از شریعتی می آید...؟!

 

tempfa.com به زمان هجويه اي از هاله | tempfa.com
سالی گذشت،باز نیامد و عید شد
گیسوی مادر از غم بابا سپید شد
امروزهم نیامد و غم خانه را گرفت
امروز هم دومرتبه باران شدید شد
مادر کنار سفره کمی بغض کرد و گفت:
امسال هم بدون تو سالی جدید شد
ده سال تیر و آذر و اسفند و ... خون دل
تا فاو و فکه رفت ولی نا امید شد
ده سال گریه های مرا دید و بغض کرد
حرفی نزد؛نگفت چرا ناپدید شد
ده سال رنگ پنجره های اتاق من
هم رنگ چشم های سیاه سعید شد
بعد ازگذشت این همه دلواپسی و رنج
مادر نگفته بود که بابا شهید شد....


شعر از مریم سقلاطونی
tempfa.com به زمان هجويه اي از هاله | tempfa.com
والا من هرچی فکر می کنم تشخیص نمی دم این "آدم بیکار" کی می تونه باشه!....تازه طرف همه جا می اومده من اونجا بودم...!
دمم داری تو؟!......اصلا آدمی؟!...منظورم اینه که از جنس مایی یا خدای نکرده..بسم الله...!
البته تعجبی ام نداره نتونم پیداش کنم...خوب این همه بیکار!!
یکی اش خودم مثلاً...!!

یا علی...



tempfa.com به زمان هجويه اي از هاله | tempfa.com
دلم برای «دلم» تنگ شده...
وای بر دل بی درد...
و وای بر درد بی رضایت...
و وای بر راضی بی هدف...
و وای بر هدف بی عشق...
و ای وای بر عشق بی وجود...
و خوشا وجود لا موجود...

tempfa.com به زمان هجويه اي از هاله | tempfa.com
هوالمحبوب
یادمه این متنو پارسال نوشته بودم.دیشب داشتم می گشتم تو نوشته هام...نمی دونم چرا تو اون همه شلوغی و شلم شوربایهو این اومد تو ذهنم که بنویسمش تو وبلاگ...خلاصه...درددله دیگه.چیکارش میشه کرد...

**********************************************************

امام خمینی(ره)؛همین.چیز دیگری ندارم تا از او بگویم.امام که یعنی راهنمای پاک،خمینی که میشود خودش،(ره) هم که می شود مورد رحمت خدا قرار گرفته.این یعنی او.البته در چشم من و مایی که همین قدر از او میدانیم.
البته از حق نگذریم فقط همین ها نیست.چیزهای دیگری هم هست.مثلا اینکه می دانیم انقلاب کار او بوده،او یک حوزوی بود که خیلی هم مقید و درسخوان بود.کلی هم کتاب نوشته...تازه پانزده سال هم در تبعید بوده...مگرنه؟!
خوب اینها حرفهای دوستم است؛نه من...با خودم فکر می کنم با اینکه امام خمینی(ره)که شاید مهمترین تاثیر را روی زندگی ما گذاشته،حالا دیگر تقریبا توی ذهن هیچ کس چرخ نمی خورد.دیگر مردم تقریبا به دنبال «عالم دینی»نمی گردند.دیگر توی چت روم ها آیدی ایی مثل basijimokhles حرف از «بسیجی» نمی زنند و مدام یک جمله bold شده بافونت سایز سی و دو را می فرستد بالا که «یه خانم مجرد از تهران پی ام بده PLZ»
دیگر انگار هیچ کس«بسیجی»نیست؛حتی خودم... .

بی ریا که باشیم...توی جامعه امروز چند تا مخلص آن هم از نوع بسیجی اش پیدا می شود؟ چند نفر هستند که سر سفره عقدشان شرط بگذارند که اگر...روزی...«امام فرمان داد»...من «حق رفتن»داشته باشم؟...چند نفر منتظرند؟...چند تا عاشق هستند که دنبال شخصیت امام_و نه خودش_می دوند؟حال آنکه خیلی ها نیز شخصیت امام را دارند ولی امام نیستند...نا امیدی هم البته بزرگترین گناه است...
نمی دانم...من هیچ چیز از این آقای «امام خمینی(ره)» نمی دانم...می روم پیدایش کنم..تو ا به خدا دعا کنید جا نزنم... .


**********************************************************
پ.ن: خوب شد دهه فجر دوباره آمد...دلم تنگ شده بود برای امام...برای اینکه دوباره ایران، تسخیر نگاه آن «قلب مطمئن»شود....که حداقل این چند روز آن نگاه آرام را حس کنیم...
خودمانی امام را هنوز_بعد این همه سال که از انقلابمان می گذرد_نمی شناسیم...هنوز مانده تا امام پیاده شود در ایران...هنوز مانده تا بفهمیم چرا آن صندلی خالی روی سکوی آن سکوی ساکت جماران،هنوز روح دارد...چه دردناک که هنوز خیلی راه مانده تا امام...هنوز خیلی مانده تا عرفان امام را حس کنیم..هنوز خیلی راه مانده تا امام خمینی...هنوز در شخصیت امام گیریم...هنوز یقین نکرده ایم که بوده...و اینها باز مدلّل است...دردآور تراینکه بعضی ها هنوز امام را باور هم نکرده اند...بعضی ها هنوز هم به فکر مقایسه امام و رهبرمان اند... ویا بدتر از آن..هنوز هستند کسانی که امام را با محمدرضا پهلوی مقایسه می کنند!..این ها یعنی اینکه خیلی ها هنوز «فجر»بودن دهه فجر برای ایران را باور ندارند...هنوز ایران برایشان مبهم است....یعنی دقیقا مفهوم عینی و مصداقی کلمه«فاجعه»... .
امام را دوست دارم... .


tempfa.com به زمان هجويه اي از هاله | tempfa.com


Javascripts






Powered by WebGozar